اين روزا چه زود ميگذره...............
انگار اين روزا عقربه ساعت تندتر ميچرخه
يا
من که مهر ميخوام برم سرکار و از تو دور شم
حساس شدمممممم
نميدونم.......
چقدر احياي امسال حالم بهتر بود يه حس عجيبي داشتم انگار که فکر ميکردم سال بعد نيستم و احيا رو نميبينم که اينطوري از به لحظاتش عشق ورزيدم
تو که خونه مامان بابايي بودي و اونا هم حسابي با تو بازي کردن
مرسي مامان جوني
شب بيست و يکم هم اونجا مونديم و شماهم که جات تغيير کرده بود حسابي منو اذيت کردي
ديگه تو حموم هم که ميريم شيطنت داري پاتو ميرسوني به ته وان و خودتو هل ميدي عقب
خنده هات داره بيشتر ميشه و حسابي با بابايي دوست شدي
به بابايي زنگ زدم و گذاشتم کنار گوشت حسابي صحبت کردي و لب ورچيدي وناز کردي منم سريع فيلم گرفتم
وقتي به عزيز جونيا نشون دادم کلي خنديدن
از ديشب که رو پاي بابايي بودي تقلا ميکردي که برگردي به پشت بابايي هم کلي خوشحال که دخملش داره کاراي جديد ميکنه![]()
صدا در اوردن و حرف زدناي به زبون فرشته اي بيشتر شده
اين روزا کمتر شير ميخوري و ماماني تا 6 صبح باهات کلنجار ميره اخرشم نميخوري وروجک تا خودت نخواي
شبا هم که ديگه با روسري دستاتو ميبندم که راحت بخوابي و کمتر با خودت کلنجار بري
ديگه روزايي که بري آب تني 3 ساعت بعدش ميخوابي و ماماني يه زنگ تفريح داره![]()
ساعت خواب شبت هم از 2 شروع ميشه نوزادم بودي 2 ميخوابيدي اما اميدوارم کاهش پيدا کنه
زمانايي که ميخوابي خيلي دلم برات تنگ ميشه و هي ميام نگات ميکنم![]()
خيلي دوستت داريم به قول بابايي دکتر آنيتا
راستي ديشب بابايي و مامان جوني اومدن خونمون
خاله هستي که حسابي دلش برات تنگ شده بود
بابايي و ماماني هم همينطور
بابايي کلي کاراي من و انجام داد و بنده خدا هر موقع اومده آشپزخونه رو دست گل کرده
ماماني هم با تو بازي ميکرد
بابايي اينا هر موقع که تو رو ميبينن بهت پول ميدن و ميگن اين مال آنيتا و من و بابا رو شرمنده ميکنن
از شون ممنونيم
اينم چند تا عکس از شما خوشگل خانوم در 85 روزگي و 86 روزگي
راستي چند روزه احساس ميکنم صورتت لاغر تر شده خوشگل ماماني......




اين روزا چه زود ميگذره............... 